نگاهی اجمالی به فرهنگ ایثار و مقاومت در قرآن
ایثار و مقاومت از اصول اولیه ای است که انبیای الهی بدون
بهره مندی از آن هرگز موفق به انجام رسالت خویش نمی شدند. پیامبران با
ایستادگی و مقاومت در برابر سنت های غلط و مناسبات نادرست اجتماعی و بذل
ایثار و از خودگذشتگی در این راه به اصلاح جامعه پرداخته و بدون به دل راه
دادن هرگونه ترس و واهمه ای از سختی ها و مشکلات فراروی، رسالت های سنگین
الهی خود را به انجام رسانیدند تا آنجا که خداوند درباره ایشان می فرماید:
«الذین یبلغون رسالات الله و یخشونه و لایخشون احدا الا الله و کفی بالله حسیبا؛ (1)
(پیامبران) کسانی بودند که تبلیغ رسالت های الهی می کردند و (تنها) از او
می ترسیدند و از هیچ کس جز خدا واهمه نداشتند و همین بس که خداوند حسابگر
(و پاداش دهنده اعمال آنها) است.»
در این مقاله نویسنده کوشیده است.
سطوری را به کنکاش پیرامون موضوع ایثار و مقاومت در قرآن اختصاص دهد. مطلب
را با هم از نظر می گذرانیم:
ادامه مطلب ...
اندیشمند عربستانی مطرح کرد؛ ریشههای تاریخی قساوت و توحش داعش کجاست؟
ریشه وحشی گری هایی که امروز از سوی داعش و تکفیری ها شاهد آن هستیم -در حالی که بر آن نام حدود شرعی می گذارند!- از بنی امیه سرمشق گرفته شده و بنیامیه هم از معاویه و معاویه هم از مادرش هند جگرخوار و پدرش ابوسفیان پیروی می کرد که آن رفتار مشهور و فجیع را با جنازه حمزه در جنگ احد کردند.
دکتر شیخ حسن فرحان المالکی اندیشمند و مبارز سنی عربستانی در سال 1390 هجری قمری در منطقه بنی مالک جنوبی 150 کیلومتری شرق شهر "جازان" متولد شد؛ وی از چهرههای مشهور در بین پژوهشگران تاریخی در کشورهای عربی و به ویژه عربستان سعودی محسوب میشود. فرحان المالکی به خاطر روشنگری هایش علیه وهابیت و سلفی گری و انصافش در برابر شیعیان، و همچنین انتقاد در مورد خلافت معاویه و یزید، اکنون در زندان آل سعود به سر می برد.
مقابله با حجاب، محور دشمنی با فرهنگ اسلام است
خانهداری زن از اشرف کارها است سزاوار نیست که بانوی مسلمان، در غرب و قلب اروپا بر حفظ حجاب
اسلامی آنگونه در برابر فشارهای دولتهای آنها مقاومت کند، ولى در کشور
اسلامی عزیز ما ایران، ترک چادر مدّ و رایج شود و بعضی از دختران بدون چادر
باشند.
حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی در نوشتاری با عنوان
«مقابله با حجاب، محور دشمنی با فرهنگ اسلام» ضمن اشاره به اهمّیت مسأله
حجاب و مفاسد روشن اختلاط مردان و زنان، تاریخچهای از عداوت دشمنان اسلام
با فریضهی حجاب را به اختصار بیان کرده و زنان مسلمان را به مراقبت بر
حفظ حجاب و عفاف، سفارش کردهاند. متن نوشتار معظم له بدین شرح است.
* حجاب، امتیاز زنان مسلمان رکن قویم و اصیل «حجاب»، اساس و پایهای است که بانوان مسلمان
در جهان به آن ممتاز هستند و کرامت و شرافتی است که به آن افتخار
مینمایند؛ همان اصلی که دشمنان اسلام به اهمیت آن تا آنجا پیبردهاند که
یکی از نخستوزیران اسبق انگلستان در نطقی به صراحت میگوید: «مادامی که
کعبه، قرآن و حجاب در جوامع اسلامی باشد، ما نمیتوانیم سیادت و آقایی خود
را داشته باشیم. باید قرآن را بسوزانیم، کعبه را از بین ببریم (که وهابیت
را برای رسیدن به همین هدف به عربستان آوردند) و عفّت و حجاب را از بانوان
مسلمان بگیریم.»
تناسب امام حسین و سوره فجر در چیست؟
در حدیثی وارد است که امام صادق(علیه السلام) فرمودند: «سوره مبارکه فجر را در نمازهای واجب و مستحب بخوانید زیرا این سوره مبارکه در شأن امام حسین (علیه السلام) است. شخصی علت آن را جویا شد، حضرت در پاسخ فرمودند: به دلیل آن که امام حسین(علیه السلام) صاحب نفس مطمئنه بود که خداوند از او راضی و او از خداوند راضی بود.» (مجمع البیان، ج 10- ص 481)
مگر در سوره فجر، چه موضوعی مطرح است که سید الشهدا (علیه السلام) تناسب دارد؟
محتوای این سوره فساد و تباهی قوم عاد، ثمود و فرعونیان و نیز لجاجت آنان در برابر دعوت پیامبران الهی، که برای نجات ایشان مبعوث شده بودند به سرنوشت شوم ختم گردید. ادامه مطلب ...
جلوه هایی از آیات قرآن در کربلا
قرآن مىفرماید: «فَاسْتَقِمْ کَمَا أُمِرْتَ وَمَن تَابَ مَعَکَ» [هود، 112] اى پیامبر! تو و یارانت استقامت بورزید.
در کربلا بهترین جلوههاى استقامت را در امام حسین و یارانش علیهم السلام مىبینیم.
قیام سیدالشهدا علیه السلام تابلویی است بزرگ که در آن ارزش های انسانی به بهترین وجه به تصویر کشیده شده اند.
اوج ایثار، اخلاص، بصیرت، وفاداری و ... در این تابلوی زیبا نمایان است. و صد البته یکی از اهداف اباعبدالله، ترسیم تابلویی ماندگار بود تا دیگران با دقت در آن، در راه مستقیم بندگی حرکت کنند.
یکی از ارزش های والای انسانی که گوشه ای از آن در قیام حضرت بازتاب واضحی یافته، صبر است. استقامت و صبر امام علیه السلام بر سختی ها، صبر زینب کبری علیها السلام، پایداری اصحاب، صبر در برابر عطش، در برابر دشنام دشمنان، در مواجهه با شمشیرها و تازیانه ها، همگی در مقابل چشمان بشریت، تصویری عظیم و مالامال از مظلومیت را نمایان کرده است. ادامه مطلب ...
همسر خوب می خواهی، بسم الله
در حدیثی آمده است که «من اکثر الاستغفار»، کسی که زیاد استغفار کند، 4 چیز به دست میآورد: «جعل الله له من کل همٍ و غمٍ فرجا» اگر غم و غصه دارد، غم و غصه اش بیرون می آید. آدم گاهی اوقات بی خودی غم و غصهاش میشود، در آن لحظه تسبیح را بردارید ، استغفار کنید. قطعاً حالتان خوب می شود. نقش استغفار در دور شدن بلا از انسان دوم: «من کل خوفٍ امنا» گاهی اخبار ناخوشایند را میدهند. اگر
استغفار کنی، هیچ خبری نمیشود، یه نفر دشمن داری، تهدید کرده که امشب
ترورت میکنم، استغفار کنی، او را یکی دیگر ترور میکند و راحت میشوی، اگر
استغفار کردهای از کسی نترس و فقط از خدا بترس. سوم: «من کل ضیقٍ مخرجا» صاحبخانه تو را جواب کرده؟ سفته هایت عقب افتاده؟ گرفتاری؟ اگر استغفار کنی همه اینها درست می شود. مهمترین عامل نجات از مشکلات و سختى ها و بهترین سبب زدودن غم
و اندوه در کلمات نورانى پیامبر و اهل بیت پاکش (علیهم السلام) استغفار و
عذرخواهى از خداى مهربان، معرفى شده است. رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) در سخن زیبایى مى فرمایند: هر کس غم و غصه اش زیاد است، باید زیاد استغفار کند. (کافى، ج 5، ص 316) و نیز در عبارت دیگرى میدان تأثیر استغفار را گسترده تر معرفى کرده و فرموده اند: بر تو باد به استغفار و عذر خواهى از خداوند که استغفار نجات دهنده (انسان از مشکلات و سختى ها) است. (همان)
توکل تکیه گاهی برای اهل دل - مقالات مذهبی
انسان در زندگی خویش هرگامش متزلزل تر از آن است که خود
بخواهد و بتواند بیاندیشد و یا بپندارد. از زمانی که خود را می یابد و با
خود آشنا می شود مرگ را همانند هر تغییر و دگرگونی بنیان افکن دیگری می
یابد که حضوری دایم دارد. از این رو برخی گفته اند که همواره باید پرسید چه
مانده است نه این که چه گذشته است؟ به این معنا که باید از آن چه مانده
پرسید نه از زندگی ای که گذشته است. برخی دیگر بر این باورند که زندگی با
مرگ متولد می شود و جان می گیرد ؛ چون هر زندگی در درون خود مرگ را می
پرواند و هردم آن بازدم مرگ است. البته شاید این تصور و تصویری تند و نگاهی
بدبینانه باشد ولی ترسیم درستی از حقیقت و بازنمایی دقیق و راستی از واقع
است. در این تصور و تصویر نانمایی میان ذهن و واقع رخ ننموده است بلکه
بازنمایی دقیق ذهن از وضعیت موجود بشر و بیان کننده درست مفهوم زندگی است.
زندگی به حقیقت و راستی آمیخته ای از شدن و مرگ است. مگر نه این است که
حرکت جوهری و بیرونی انسان همواره به معنا و مفهوم شدن است و مگر نه این
است که مرگ یعنی گام بلند شدن ؛ به این معنا که ما در هر حرکتی در حال شدن
هستیم و چه بخواهیم و چه نخواهیم این بود ما با شدن دایمی درونی و بیرونی
همراه است. شدن نیز تغییر و دگرگونی است که رخ می دهد و آدمی را گریزی از
آن نیست. جهان به گونه ای آفریده شده است که همه چیز آن از دایره ثبات
بیرون باشد و تغییر و دگرگونی جزو ذات آن قرار داده شده است. از این رو
جهان بی تغییر و شدن معنا و مفهومی ندارد. اگر این شدن ها نبود هر گز چیزی
به کمال نمی رسید و هیچ قوه ای به فعلیت در نمی آمد. از این رو شدن به
عنوان اقتضایی کمالی جهان و آفریده های آن امری اجتناب ناپذیراست. هر شدنی
به معنا و مفهوم مرگ است ؛ زیرا آن چه بود نیست می شود و چیزی دیگری ایجاد و
جانشین و جایگزین آن می گردد. در این مبان سخن از امرثابت و متغیر و رابطه
ثابت و متغیر مساله فلاسفه و فرزانگان است که به نظر می رسد که تاکنون
پاسخ درست و راستی نیافته اند و دغدغه ایشان شده است. شاید این ثبوت مانند
هر امر دیگری در این دنیا نسبی و دارای مراتب باشد. از این رو حتی آن امر
ثابت در این دنیا به گونه ای متغیر است ولی بسیار آرام و کند این شدن را
انجام می دهد و می پذیرد به گونه ای که محسوس ما نیست و کسی آن را در حال
شدن نمی یابد در حالی که به گفته صدرایی حرکت جوهری حتی آن امر ثابت را از
شدن بیرون نمی راند و استثنا نمی سازد. و اینک دغدغه بزرگ تر میان این همه
شدن ها و ثابت قدیم و ازلی و رابطه میان آن دو که پرسش بزرگانی بوده است که
خواهان حل آن از سوی صاحب الامر (عج) شدند و این حکایت دیروز و امروز و
فردای ماست و دغدغه فرزانگان .
حال در این دنیا شدن و تغییر و مرگ ،
مرگ نهایی یعنی گام بلند شدن ؛ شدنی که از یک سوی عالم و نشاه ای به عالمی
دیگری می برد و شدنی چون شدن گل به انسان را به تصور و تصویر می آورد. ( ثم
انشاناه خلقا آخر)
ادامه مطلب ...
توکل و نقش اسباب طبیعی
به نظر می رسد که برخی باورها و اعتقادات با واقعیات هستی
تناسب ندارند و نوعی تناقص و تضاد میان آن چه هست و آن چه باور ذهن و نگرش و
گرایش آدمی را سامان می دهد یافت می شود.
البته برخی این تضادها و
تناقض ها توهم است و به سبب عدم تسلط شخص به موضوع و یا موضوعات پدیدار می
گردد و برخی دیگر نیز به سبب آن است که موضوعات در مجموعه خویش به درستی
قرار داده نمی شود؛ زیرا باورهای دینی که از منبع وحی و حکمت و علم فرو
فرستاده شده نمی تواند متناقض یا متضاد باشد. بنابراین ضروری است تا در یک
مجموعه و شبکه دیده شود. نمونه باورها و گزاره های ایمانی را می توان به
قطعات پازل تشبیه کرد که هر قطعه گاهی نه تنها معنا و مفهوم درست و کاملی
ندارد، بلکه بسیار زشت و نامناسب می نماید. اما همین قطعات بظاهر ناجور و
نامتناسب هنگامی که در کنار هم به درستی قرار گیرند و تحلیل گردند آن گاه
است که تصوری درست و کامل آفریده می شود که همگان را به شگفتی وا می دارد.
از امور و مسایلی که به نظر می رسد در حوزه تناقض ها و تضادها قرار می
گیرد، مسئله توکل و نقش اسباب طبیعی است. نویسنده در این نوشتار بر آن است
تا با بازخوانی و تحلیل و تبیین مسئله توکل و اسباب طبیعی در زندگی فردی و
جمعی، ارتباط آن دو را تشریح کند و نقش هر یک را براساس آیات و آموزه های
قرآنی تبیین نماید.
آداب معاشرت درقران (1)
آیة الله محمد تقى مصباح یزدى
بحث درباره آداب معاشرت است. در این باره در قرآن کریم مسائلى مطرح شده که بعضى از آنها عمومیت دارد و بعضى درباره رسول اکرمصلى الله علیه وآله وسلم است که شاید با بیانى که عرض مىکنیم کمابیش قابل توسعه باشد.
1- آداب عمومى
آنچه مربوط به عموم افراد است، آدابى چند است که در این جا به بعضى از آنها اشاره مىکنیم: در سوره نور چندین آیه هست که کما بیش با هم مربوط است و از آیه 27 شروع مىشود: «یا ایها الذین آمنوا لاتدخلوا بیوتا غیر بیوتکم حتى تستانسوا و تسلموا على اهلها ذلکم خیر لکم لعلکم تذکرون × فان لم تجدوا فیها احدا فلاتدخلوها حتى یؤذن لکم و ان قیل لکم ارجعوا فارجعوا هو ازکى لکم والله بما تعملون علیم; اى کسانى که ایمان آوردهاید، به خانههایى که خانههاى شما نیست داخل مشوید تا اجازه بگیرید و بر اهل آن سلام گویید. این براى شما بهتر است، باشد که پند گیرید. و اگر کسى را در آن نیافتید پس داخل مشوید تا به شما اجازه داده شود و اگر به شما گفته شد: «برگردید»، پس برگردید، که آن براى شما سزاوارتر است و خدا به آنچه انجام مىدهید داناست.»
ادامه مطلب ...آداب معاشرت در قرآن (2)
آیة الله محمد تقى مصباح یزدى
1 - 4 - آداب نشستن
دیگر از آداب معاشرت که در قرآن کریم مورد تاکید واقع شده این
است که در مجالس طورى بنشینند که اگر تازه واردى، آمد جاى نشستنش باشد.
معمولا مجالس ظرفیت محدودى دارد و اگر همه افراد بخواهند آزاد و
راحتبنشینند ممکن است جا براى دیگران تنگ بشود از این رو دستور داده شده
که در مجالس وقتى به شما گفته مىشود که جا باز کنید تنگتر بنشینید و جا به
دیگران بدهید که خدا هم به شما وسعتبدهد. در آیه 11 سوره مجادله
مىفرماید: «یا ایها الذین آمنوا اذا قیل لکم تفسحوا فى المجالس فافسحوا
یفسح الله لکم» درباره شان نزول این آیه گفتهاند: کسانى که خدمت
پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم شرفیاب مىشدند دور پیغمبر تنگاتنگ حلقه
مىزدند و کسانى که بعد مىآمدند دیگر جا براى ایشان نبود این است که در
این آیه اشاره مىفرماید طورى نباشد که اگر کسى کارى دارد یا مىخواهد سخنى
از پیغمبر اکرمصلى الله علیه وآله وسلم بشنود جا براى او نباشد.
بعد
اضافه مىفرماید: «و اذا قیل انشزوا فانشزوا» بعضى از مفسران گفتهاند که
منظور این است که اگر شخص محترمى وارد شد و به شما گفته شد بلند شوید و جاى
خود را به او بدهید این کار را انجام بدهید و در ذیل آیه دارد: «یرفع الله
الذین آمنوا منکم والذین اوتوا العلم درجات» این ذیل مىتواند مؤیدى براى
این تفسیر باشد که در بین شما کسانى هستند که مزایایى دارند و احترامشان
براى شما لازم است از جمله مؤمنین خالص و علماى ربانى که نزد خدا محترمند و
خدا آنها را بلند مرتبه قرار مىدهد. «اذا قیل انشزوا» یعنى هنگامى که به
شما گفتند برخیزید تا شخص محترمى بنشیند، برخیزید و به او جا بدهید و
بىاحترامى نکنید زیرا اشخاص متقى و عالم، نزد خداى متعال مقامى بلند
دارند.
ادامه مطلب ...
درآمدی بر شناخت ابعاد تهاجم فرهنگی و نحوه ی مقابله با آن-مقالات اجتماعی
چکیده
مجموعه دستاوردهای مادی و معنوی
بشر در طول تاریخ را فرهنگ مینامند. تبادل فرهنگی ملتها نیز که در طول
تاریخ در بستری طبیعی ادامه داشته برای تازهماندن معارف و حیات فرهنگی بشر
امری ضروری است و جامعه ی انسانی را در مسیر سعادت واقعی به پیش میبرد.
اما آنچه امروزه مشکلساز شده "تهاجم فرهنگی" یا غلبه ی یک فرهنگ بر سایر
فرهنگ هاست که نمونهی بارز آن روند روبه گسترش تسلط فرهنگ غرب بر سایر
فرهنگها ـ به ویژه فرهنگ اسلامی ـ در یکصد سال اخیر است. تفاوت عمده ی
تهاجم فرهنگی با تبادل فرهنگی در این است که در تهاجم برای فرهنگ مورد هجوم
امکان انتخاب وجود ندارد.
جلوههای تهاجم فرهنگی را میتوان به دو
دستهی بیرونی، همچون: تلاش برای دینزدایی، ایجاد روحیه ی خودباختگی
فرهنگی، ترویج افکار و اندیشه های غربی و ... و درونی، همچون: عقب ماندگی
علمی و صنعتی، فقر اقتصادی، غفلت کارگزاران فرهنگی و ... تقسیم کرد. در
این مقاله ضمن بررسی جلوههای فوق، راهکارهایی برای مبارزه و مقابله با
تهاجم فرهنگی ارائه شده است.
تهاجم فرهنگی و راههای مقابله با آن
اشاره:
اگر به تقابل استکبار جهانی در سه دهه گذشته نظر بیفکنیم در می یابیم که در دهه اول تقابل در حوزه نظامی است و سراسر این دهه جنگ، کودتا و ترور می باشد. اما از ابتدای دهه دوم، بحث فراگیر عمومی در جامعه ایرانی مسئله «تهاجم فرهنگی» بود.
تهاجم فرهنگی، شبیخون فرهنگی، هجوم فرهنگی و... مفاهیمی است که بر سر زبان ها افتاد و گسترش یافت. مقام معظم رهبری از همان اولین سالهای پایان دفاع مقدس، دست دشمنان را خوانده و خبر از تهاجم و شبیخون فرهنگی آنان دادند. چنانچه در یکی از سخنرانی ها می فرمایند: «دشمن از راه اشاعة فرهنگ غلط – فرهنگ فساد و فحشاء – سعی می کند جوانهای ما را از ما بگیرد. کاری که دشمن از لحاظ فرهنگی می کند یک تهاجم فرهنگی بلکه باید گفت یک شبیخون فرهنگی و یک قتل عام و غارت فرهنگی است».[1]
استکبار در دهه سوم در راستای هجمه فرهنگی به فکر مهار انقلاب اسلامی در سطح جهان افتاد لذا پرونده ایران به شورای امنیت رفت و تحریم ها تشدید شد و حمله به افغانستان، عراق و حزب الله به قصد مهار انقلاب اسلامی ایران آغاز گشت ولی در این امر(مهار بین المللی)نیز شکست خوردند.
اکنون درآغاز دهه چهارم به دنبال مهار انقلاب از درون توسط سربازان فرهنگی خویش می باشند و در این امر تمام جریان های داخلی و خارجی هماهنگ عمل می کنند. چنانچه در جریان انتخابات 22 خرداد 88 این امر نمود یافت. البته باید دانست که بحث تهاجم فرهنگی تازگی ندارد و بررسی تاریخ جریان سلطه در قرون گذشته نیز نشان می دهد که یکی از ابزارهای اصلی دشمنان برای غلبه بر جوامع اسلامی استحاله فرهنگی است و نمونه بارز آن استحاله فرهنگی مسلمین در مسئله اندلس است.
حال آنچه ضرورت دارد این است که اساساً «جنگ و غارت فرهنگی» چیست؟ و ابعاد و ابزار و روشهای آن کدام است؟ در این نوشتار به تبیین موضوع فوق می پردازیم تا با منطق تهاجم فرهنگی آشنا شویم و بتوانیم با بصیرت کافی به دفاع از کیان و هویت فرهنگی خویش بپردازیم. به آن امید که مورد رضای حق واقع شود.
ادامه مطلب ...توجه ویژه داشتن، به ارزش و مقام پدر و مادر و احترام به آنها ، محترم دانستن حق دیگران و ترس از ظلم به طرق مختلف به مردم ، شکرگزار بودن در مقابل پروردگار و صدها مورد دیگر از مواردی هستند که با دیدن خلاف این ها، آهی بلند را از ما بلند می کند و با گفتن جمله ی "یاد قدیم ها بخیر" افسوسمان را دو چندان می کند.
در روایتی پیامبر اکرم صلی الله و علیه وآله، به مواردی که در بالا به عنوان مثال اشاره شد ، متذکر شده اند و در این رابطه فرموده اند:
کیفر سه گناه به قیامت نمی ماند (یعنی در همین دنیا مجازات می شود.)
1 - عاق پدر و مادر 2 - ظلم و تجاوز به مردم 3 - ناسپاسی در مقابل احسان و نیکی. (بحار الانوار، ج 74، ص 74)
در ادامه در باب این موضوع با ما همراه باشید ... ادامه مطلب ...
امام حسین (ع) در آغوش پیامبر (ص)
حضرت سیّدالشهدا (ع) همواره مورد توجّه ویژه رسول خاتم (ص) بوده است. پیامبر اسلام (ص) ارتباط ویژهای با نوه خود برقرار میکردند و هرگاه این کودک خردسال را مشاهده میکردند، او را در آغوش گرفته و بسیار میبوسیدند.
در این رابطه روایات زیادی وجود دارد. به عنوان نمونه ابن قولویه[1] در کتاب «کامل الزیارات» از امام باقر (ع) اینگونه نقل میکند:
«کانَ رَسُولُ الله (ص) إِذا دَخَلَ الحُسَیْنُ (ع) إجْتَذَبَهُ إِلَیْه»
هرگاه سیّدالشهداء (ع) نزد رسول خاتم (ص) میآمد، حضرت تمام آغوش خود را میگشود. نکته مهم این است که حضرت در هر مکانی، چه در منزل خود، چه در منزل دختر گرامیشان، چه در مسجد و حتّی در محراب، با مشاهده فرزند خود، غرق در شادی شده و او را در بغل میگرفت.
از واژة «إجتذبه» در روایت قبل به معنی «او را به سمت خود جذب میکرد» فهمیده میشود اباعبدالله (ع) به راحتی در آغوش پیامبر (ص) نمیآمد؛ بلکه پیامبر (ص) باید نرمش و ملاطفت مینمود تا او را در آغوش بگیرد. ادامه مطلب ...
مقالات عاشورایی
چه کسانی امام حسین (ع) را یاری نکردند؟
جریان سیدالشهدا علیهالسلام شامل خود ایشان و یارانی
میشد که در صحرای کربلا بههمراه ایشان به شهادت رسیدند؛ افرادی که مبانی
بنیادین و مبانی معرفتی خوبی داشتند و مسائل اسلامی را در دورهی خود
بهخوبی درک کرده بودند. این جمع چون با استدلال و اندیشهی صحیح به
مسئلهی امامت پی برده بودند، دیگر در هر مسئلهای با امام حسین
علیهالسلام بحثوجدل نمیکردند و نگاه او را کاملترین نگاه نسبت به همهی
مسائل و نسبت به همهی رجال آن عصر میدانستند
از منظر جریان شناسی تاریخی، می توان طیف ها و افراد مختلف زمانه ی سیدالشهدا علیه السلام را در سه جریان کلی مورد بررسی قرار داد:
جریان اول ادامه مطلب ...
سرچشمه های عزاداری شیعه پس از واقعه کربلا
چکیده:
در تاریخ شیعه، سنت عزاداری، علاوه بر جنبه های روحی و معنوی، رنگ سیاسی ـ اجتماعی نیز به خود گرفته است. شیعیان امامیه، با برپایی عزاداری و گرامیداشت شهیدان کربلا، طرفداری ازراه وروش پیشوایان شهیدومخالفت بادشمنان آنان رابه نمایش می گذارند.
این مراسم که هر سال پرشورتر برگزار می شود، این پرسش را مطرح می کند که سرچشمه های عزاداری شیعه امامیه پس از واقعه کربلا چیست؟
مقاله حاضر با رویکرد تاریخی، ریشه ها و سرچشمه های این سنت را بیان می کند. ادامه مطلب ...
عاشورا و امام حسین علیه السلام در آئینه احادیث
امامان شیعه علیهم السلام برای اینکه نهضت خونین کربلا و محرم و عاشورا برای همیشه زنده و جاوید بماند، سعی و تلاش فراوانی نمودند و دراین راستا از پنج شیوه استفاده کردند:
1- یادآوری مصائب امام حسین علیه السلام و یاران فداکارش در مناسبت های مختلف، بخصوص در ایام محرم و عاشورا.
عن ابی عمارة المنشد قال: «ما ذکر الحسین بن علی عند ابی عبدالله علیه السلام فی یوم قط فرئی ابو عبدالله علیه السلام متبسما فی ذلک الیوم الی اللیل » (1) ابوعماره منشد می گوید: هر گاه در حضور امام صادق علیه السلام نام حسین علیه السلام برده می شد، آن روز تا شام خنده بر لبان آن حضرت دیده نمی شد.
حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام می فرماید:
«کان ابی اذا دخل شهر المحرم لایری ضاحکا و کانت الکابة (2) تغلب علیه حتی یمضی منه عشرة ایام فاذا کان یوم العاشر کان ذلک الیوم یوم مصیبته و حزنه و بکائه و یقول: هو الیوم الذی قتل فیه الحسین علیه السلام » (3) وقتی ماه محرم می رسید پدرم را کسی خندان نمی دید و غم و اندوه بر او چیره می گشت تا روز عاشورا فرا می رسید و روز عاشورا روز مصیبت و اندوه و روز گریه او بود و می فرمود: این همان روزی است که حسین علیه السلام کشته شد.
ادامه مطلب ...مقالات عاشورایی
صرف شرکت در مجلس امام حسین علیه السلام به معنای مورد تایید بودن و مورد عنایت بودن نیست زیرا چه بسا افرادی با اغراض شیطانی در این مجالس شرکت می کنند.
گریه بر امام حسین علیه السلام شاه بیت اعمال است. دستگاه امام حسین علیه السلام نقطه اتصال خوبی برای وصل شدن به خداست.
در کتاب کامل الزیارات روایت آمده است که گریه برای امام حسین علیه السلام، اولیای دین مثل پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و حضرت زهرا علیها السلام را خوشحال می کند. شاد کردن دل ایشان مانند مرحمی است که بر دل ایشان گذاشته می شود.
بر این اساس می توان به اهمیت مجالس روضه اهل بیت علیهم السلام اذعان بیشتری داشت. ادامه مطلب ...
عاشورا از اسلام تا اسلام
عاشورا، همچون کوهی است عظیم به وسعت تاریخ، به
زیبایی جلوه الهی و بهرنگ خونِ سیدالشهدا. قیام امام حسین (ع)
مانند دشت نیست که بتوان تا انتهایش رادید و کرانه هایش را مشاهده
کرد، داستان یک کوه است، از هر طرف میتوان آن را درککرد، میتوان
از آن بالا رفت و از جنبههای متفاوتش بهره برد. پس کربلا داستانی
در دلخود جای داده است که هر چه از آن بگویی، کم گفتهای .
حسین (ع) فرزند دختر رسول اللّه ۶ که ایمان را بر مصلحت مقدم
میداشت. اوپسر علی (ع) است که شجاعت و هیبتش، دشمنان را فراری
میداد و فرزند فاطمه است که در برابر ظلم و ستم میایستد و میسوزد،
ولی کوتاه نمیآید. پس باید حماسهایرا ایجاد میکرد که در تاریخ
بشریت بماند و الگوی حق پرستانِ تاریخ باشد .
او در مدینه
النبی زیسته و با اسلام حقیقی، کاملاً آشنا بود، پس «جامعه
اسلامیمطلوب» را میشناخت. اما انحراف خلافت،اشرافی گریها،ظلم و
ستمها،خاموش کردنیاد و نام جدش رسول اللّه توهین به مادرش زهرا ۸
و سب و توهین به پدرشعلی بن ابیطالب (ع) را دیده و شنیده بود .
بعد از پنجاه سال پس از رحلت پیامبر،«تغییری در فرهنگ اسلام»به
وجود آمد کهبا خودِ اسلام، در تضاد بود.لذا امام شرایط را مناسب دید
که با قیام خود،اصلاحی عظیم درجامعه اسلامی ایجاد کند،اصلاحی که
نه تنها در آن زمان و مکان،بلکه در هر عصر ومکانی،الگو و خواسته
مسلمان واقعی باشد. سیدالشهدا بااین قیام نشان داد که از
اسلامتااسلام فاصله زیادی هست،آموزههای دینی،یگانه است،اما
برداشتها متفاوت است،اوخوب میدانست که وقتی شکل حکومتی اسلام،با
روح آن در تعارض باشد،برداشت مردمعادی و تازه مسلمانها از
دین،جنبه طاغوتی و اشرافی پیدا میکند و کم کم روح واقعی واصیل
اسلام فراموش میشود.پس باید یک مصلح از جان گذشته بیاید،چه بهتر
که نوهرسول خدا، فرزند خلیفه مسلمین و امام شیعیان باشد. او باید با
حماسه و خون خود،تفاوتاسلام با اسلام را در تاریخ به یادگار بگذارد
و با«انقلاب اجتماعی» خود، به اصلاح جامعهدینی بپردازد.
ادامه مطلب ...
امام حسین(ع) در کلام امام خمینی (ره)
دست آوردهای عاشورا
اگر عاشورا و فداکاری خاندان پیامبر نبود، بعثت و زحمات جان
فرسای نبی اکرم صلی الله علیه و آله وسلم را طاغوتیان آن زمان به نابودی
کشانده بودند. ابوسفیانیان می خواستند قلم سرخ بر کتاب وحی بکشند و یزید،
یادگار عصر تاریک بت پرستی، به گمان خود با کشتن و به شهادت کشیدن فرزندان
وحی امید داشت اساس اسلام را برچیند و با شعار صریح «لا خبرٌ جاء ولا وحیٌ
نَزَلَ» بنیاد حکومت الهی را برکند. اگر عاشورا نبود، نمی دانستیم به سر
قرآن کریم و اسلام عزیز چه می آمد، لکن اراده خداوند متعال بر آن بوده و
هست که اسلام رهایی بخش و قرآنِ هدایت را جاوید نگه دارد و حسین بن علی
علیه السلام ، این عصاره نبوّت و یادگار ولایت، را برانگیزد تا جان خود و
عزیزانش را فدای عقیدت خویش و امّت عظیم پیامبر اکرم نماید تا در امتداد
تاریخ، خون پاک او بجوشد و دین خدا را آبیاری فرماید و از وحی و ره آوردهای
آن پاسداری نماید.
هفت درس از درس های عاشورا
1-عاشورا و انسانیت
یکی از ماندگارترین پیام های عاشورا که برای تمام بشریت در طول تاریخ،چه مسلمان و چه غیرمسلمان،آموزنده و زندگی سازاست،این جمله امام(ع) است که فرمودند: «اگر دین ندارید، لااقل آزاده باشید.» امام(ع) در این جمله به این نکته اشاره می کند که انسانیت یک ملاک بسیار ارزشمند است که جدای از هر دین و مسلک که انسان ها از آن پیروی می کنند و مؤمن به خداوند که یا کافر هستند، یک گوهر درونی در وجود تمام آنهاست که به نام انسانیت که اگر هر فرد به آن مراجعه کند، می تواند راه درست و حقیقت را پیدا کند و حق و ناحق را به واسطه همین گوهر درونی تا حدود زیادی تشخیص دهد.
در جای دیگرایشان فرمودند: «دین لغلغه دهان شما نباشد.» یعنی به مسایل دین به صورت ظاهری نگاه نکنید بلکه تلاش کنید تا آن را در زندگی خود متبلور و متجلی کنید. نمود حضور دین در زندگی ایشان،بزرگی روح، عزت و کرامت انسانی، به اسارت نگرفتن روح انسان در دام خواهش ها و وسوسه ها و تسلیم نشدن در برابر آنچه انسانیت و روح انسانی را ذلیل می کند، خواهد بود. به همین دلیل است که امام(ع) می فرماید: «مرگ در مسیر عزت،حیات جاودان است.»
2-عاشورا و امید
امام حسین(ع) در آن شرایط سنگین قبل از شهادتش، خانواده اش را
جمع می کند و به ایشان می فرماید: «برای سختی ها و مشکلات آماده باشید و
مطمئن باشید که خداوند، شر دشمنان را از شما دور می کند.»
امام(ع) با
اینکه می داند چه شرایط سختی در انتظار خانواده اش است آنها را برای چنین
مصایبی آماده می کند و به عنوان بزرگ ترین خانواده،اعضای خانواده اش را
متوجه رحمت و عنایت خداوند می کند و اینکه همه چیز در اراده خداوند است.
این یک پیام خانوادگی دارد برای تمام کسانی که در زندگی با مشکلاتی رو به
رو می شوند و به سرعت دچار افت روحیه می شوند یا عنان اختیار از کف می
دهند.
امام(ع) در سخت ترین شرایط به خانواده اش روحیه می دهد و زمانی
که حضرت زینب(س) بی تابی می کند، امام(ع) دست روی سینه خواهرش می گذارد و
می فرماید: «مبادا شیطان صبر و شکیبایی تو را از بین ببرد». اینها همه درس
هایی است که ما ازاین واقعه عاشورا می گیریم و می توانیم در زندگی، از آنها
استفاده کنیم.